معلم!شاگردش را صدا زد تا انشاءاش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند .
پسر با صدای لرزان گفت!!ننوشتم اقا...! پس از تنبیه شدن با خطکش چوبی! او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست های قرمز و باد کرده اش را به هم میملید...!زیر لب می گفت اری....!ثروت بهتر است چون میتوانستم دفتری بخرم وبنویسم....!نفرین بر فقیری.....!!!
برچسب:
نویسنده: هيوا
تاريخ: جمعه
26 خرداد
1391 ساعت: 16:02